فوتبال در وقت اضافه
ببینیم داور مسابقه چقدر زمان تلف شده لحاظ کرده.
گل طلایی یا پنالتی
مرزبندی های جدید
با نزدیک شدن به انتخابات مجلس و طبعا ریاست جمهوری آینده شاهد تشکیل ائتلاف جدید و مرزبندی متفاوتی خواهیم بود. به خواسته لاریجانی شرکت اصول گرایان و اصلاح طلبان در جبهه ای مشترک. نزدیک شدن اصلاح طلبان به نظام و حاکمیت برای مشارکت در انتخابات آتی نشان از پیدایش مرزبندی جدیدی در برابر احمدی نژاد خواهد بود. شاید نظام رفسنجانی محور هم به نوعی به این مرزبندی جدید به عنوان دستاوردی ارزشمند نگاه کند اما عواقب کار هنوز مشخص نیست. شاید انتخابات بعدی ریاست جمهوری مشخص کننده قواعد جدید باشد.
شایعاتی مبنی بازگشت موسوی به حاکمیت هست. برای موسوی که همیشه به نظام پایبند بوده و هست شاید این حصر فیزیکی نشان از عدم تمایل صریح وی برای شرکت در مرزبندی های جدیده و یا بهتر است بگیم به نوعی سکوت مصلحتی برای باز گذاشتن انتخاب مردم . شاید موسوی مردم رو تشویق به حمایت از حاکمیت به رهبری خامنه ای و رفتن راهه نظام رفسنجانی محور و نکنه اما به نوعی تشویق به صف بندی در برابر احمدی نژادی هاست. باید صبر کرد و دید در آینده موسوی راهی که رفسنجانی رفته، علنی خواهد رفت یا به مانند زمانی که گذشت به عنوان رهبری سمبلیک و نمایشی برای جنبش اعتراضی باقی خواهد ماند و یا …
هشدار دیرهنگام اما معنادار مصلحی
طی اعتراضات بعد از انتخابات همیشه شاهد بودیم که احتمال نسبت دادن حوادث به آنچه در خرداد شصت و بعدش اتفاق افتاده بود ، وجود دارد. این شبیه سازی یا شبیه پنداری برای همه بود. روز تحلیف در حالیکه سپاه کل بهارستان و مسیر رو تحت کنترل داشت، احمدی نژاد با محافظین خود تا صحن عمومی مجلس رفته بود، به نوعی که داد همه رو در آورد.
البته اونموقع هنوز برای این اتفاق کمی زود بود چون تا حدود حوادث عاشورای هشتاد وهشت که با شلوغی کردن رفسنجانیست ها در میدان ولی عصر و ارسال فیلمهای کیفیت بالا و پروژه شهید سازی جلوی دوربین همراه بود، رفسنجانی هنوز بین مردم آنچنان که باید و شاید جا نیافتاده بود. تقریبا آخرین اعتراض که همان عاشورا بود با اتفاقات بعدی باعث شد که مردم به رفسنجانی دل خوش کنند و رفسنجانی به عنوان یکی از رهبران جنبش محبوبیت دو چندان و وضعیتی متفاوت با آنچه قبل از انتخابات داشت پیدا کنه.
اگر حذف احمدی نژاد در این شرایط اتفاق می افتاد کل حوادث بعد از انتخابات تبدیل به بازی دو سر برد برای رفسنجانی میشد. از یکطرف ضمن کسب محبوبیت با امید به آینده به موقعیت استوانه ای بودنش در نظام رفسنجانی محور دست پیدا کرده بود و از طرفی دیگر از شر احمدی نژاد برای همیشه خلاص میشد. احمدی نژاد، رجایی زمانه می شد تا رفسنجانی برای بار دوم برنده اعتراضات به حاکمیت باشه.
بوتان
مطمئن
سوت پس زمینه حضار
در مذمت مصرف ماهی و فرآورده های دریایی
خوردن دو بار ماهی و یا فرآورده های دریایی باعث جبران کمبود فسفر و ویتامین های مورد نیاز بدن شما می شود
آناناس خورهای جهان متحد شوید
نارنگی و گاو و ماهی هم داریم
گندیدن تدریجی یک ماهی
ماهی از سر می گنده
نه از دم
شهاب سنگ ها و یخ های قطبی
شهاب سنگ ها که به کوه یخ های قطب شمال بخورند شاید پایانی برای زندگیشون باشه اما تمام کوه یخ ها آب میشن و سراسر دنیا رو آب میگیره. دیگه تو روزنامه نمی خونی نهنگ ها خودکشی کردند
آری اینچنین گفت گاندی
روزگار غریبی است. زندگی واقعی در شبکه های اجتماعی و اینترنت تبدیل به نمونه ای شده که شاید جاهاش عوض شده باشه یا تقدم و تاخر داشته باشه اما با واقعیت متفاوت نیست. از بعد از انتخابات و همراهی و همدلی. اما نه همراهی به معنای واقعی. نادیده گرفتن ظاهری و خواندن مطالب اما در کنارش بی توجهی. بعد از مبحث جذب حداکثری و دفع حداقلی به مانند آنچه روزی در واقعیت اتفاق خواهد افتاد شما خودتون دفع حداقلی رو انجام دادید.
یادتون باشه روزی در دنیای واقعی خود شما دیکتاتوری به ظاهر سبز راه می اندازید. برای دفع حداقلی چوب و چماق دستتون می گیرید و کلاه خود سرتون می ذارید و مردم رو خواهید زد. اونموقع خودتون تبدیل به دیکتاتورهایی خواهید شد که برای قدرت بعدی بودن و نه برای آزادی هر کاری انجام خواهید داد. این در تاریخ پیشتر بشارت داده شده.
دفاع از موقعیت برای بدست آوردن قدرتی که در آینده تصورش رو دارید با اتکا به آدمهایی به مانند رفسنجانی. اون روز دور نیست دیر نیست. بلاخره روزی اتفاق خواهد افتاد. قبل از اون به مانند این چیزی که الان می بینیم کار از بحث به تمسخر و توهین و امثالهم خواهد کشید. جایی که در دنیای واقعی باید بهش برسیم. و راهی که باید بریم و قطعا خواهیم رفت.
مهمترین مقطع در این روند اون روزیست که گاندی پیشاپیش بشارت داده.
روزی که به جنگمون بیاید.
آنگاه ما پیروزیم
….
مواضع رفسنجانی و نماز بیست و شش تیر
پارسال بعد از اینکه رفسنجانی حرکت به سمت ستون اصلی نظام رو شروع کرد.هرچه گفتیم به کت امثال موسوی نرفت که جذب حداکثری رسما شروع شده.
بعدا از اون هر وقت به رفسنجانی میگفتیم: صباحکم ال.. بالخیر. کجا میری؟
می گفت: سر مواضع نماز 26 تیر هستم.
همه می دونیم که رفسنجانی مواضعی تو اون روز نداشت.
اما این که میگفت : هستم یعنی نیستم. اما باور این برای مردم سخت بود و درکش مشکل.
تا بعد از 25 بهمن واکنش رفسنجانی رو دیدیم که رسما اعلام کرد سمت ستون اصلی مونده و اینوری نخواهد آمد
این یعنی نیازی به آینده نمی بینه و در ضمن رفسنجانی به مانند گذشته از جنبش و اعتراضاتش به عنوان عامل فشار از پایین برای مواجه با احمدی نژاد نیاز داره و نه مقامی بالاتر.
آینده یعنی رفتن امثال احمدی نژاد از قدرت و رهبر بعدی شرایطی رو فراهم میاره که رفسنجانی نه تنها به جنبش نیازی نداره بلکه از اینکه در آینده برای خودش شاخ بشه واهمه داره و اونموقع است که حذف رهبران بزرگان جنبش توسط خود رفسنجانی صورت خواهد گرفت. واقعیت خیلی تلخه. تلخ تر از همه ما برای موسوی که زیادی روی این مرتیکه حساب واز کرده. هیچ کس به رفسنجانی اینطوری اعتماد نکرده و نمی کنه. حتی خودش